میگويند من باهوش هستم. اما درست نمیفهميدم چهطور صفاتی كه برای يك آدم عادی صفت خوب است میتواند برای يك مجرم تبديل به اتهامی وحشتناك بشود. دستكم مرا به حيرت انداخت
درباره کتاب
کتاب بیگانه، اثر نویسنده ی فرانسوی، آلبر کامو بوده و در سال 1942 انتشار یافته است. از پس زمینه و جان مایه ی رمان بیگانه، اغلب به عنوان مثالی از فلسفه ی ابزورد و هستی گرایانه ی کامو یاد شده است؛ گرچه خود او، اگزیستانسیال بودن این اثر را رد کرده است. شخصیت اصلی کتاب، یک مرد فرانسوی/الجزایری بی تفاوت به نام مورسو است که با عباراتی چون «شهروند رام شده ی فرانسه در آفریقای شمالی» و «مرد مدیترانه ای» توصیف شده است؛ هرچند مورسو به ندرت از فرهنگ سنتی مدیترانه بویی برده و در آن سهیم می شود. او در مراسم خاک سپاری مادرش حضور می یابد و چند روز بعد، مردی عرب را که درگیر تنازعی با یکی از دوستانش بوده، در الجزیره ی تحت اشغال فرانسوی ها به قتل می رساند. مورسو محاکمه و به اعدام محکوم می شود. داستان به دو بخش قبل و بعد از قتل تقسیم شده و به صورت اول شخص، توسط شخصیت اصلی روایت می شود. کتاب بیگانه، چهار بار به زبان انگلیسی و همچنین به زبان های متعدد دیگری ترجمه شده و یکی از برترین آثار کلاسیک قرن بیستم به حساب می آید. روزنامه ی لوموند فرانسه، رمان بیگانه را در در رتبه ی نخست صد کتاب برتر قرن قرار داده است.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند جزو فهرست ۱۰۰ کتاب قرن لوموند، نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه نوبل ادبیات سال 1957 و فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی لوچینو ویسکونتی پوینزو در سال 1967 ساخته شده است اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر یک رویداد فرهنگی تأثیرگذار، شاهکار کامو و یکی از پرمخاطب ترین رمان های قرن بیستم تاکید می کنند.
تکههای کتاب
۴ تکهاين عقيدهی مامان بود و عادت داشت مرتب آن را تكرار كند، كه آدم دستآخر به همهچيز عادت میكند.
آدم هميشه تصورهای اغراقآميزی راجع به چيزهايی دارد كه چيزی دربارهشان نمیداند.
مردم میگویند من آدمی کمحرف و گوشهگیر هستم میخواست بداند خودم راجع به این مسئله چه فکر میکنم جواب دادم راستش دوست دارم ساکت بمانم مگر اینکه حرفی برای گفتن داشته باشم..
یادداشتهای کاربران درباره کتاب
«بیگانه» از آن کتابهایی است که بعد از تمام شدنش، بیشتر از قبل آدم را به فکر فرو میبرد. چیزی که برای من جذاب بود، شخصیت مرسو است؛ کسی که برخلاف انتظار جامعه، احساساتش را آنطور که دیگران میخواهند بروز نمیدهد. همین تفاوت باعث میشود مدام از خودم بپرسم آیا مشکل از اوست یا از معیارهایی که جامعه برای قضاوت آدمها ساخته است.
سبک نوشتن آلبر کامو ساده و روان است، اما پشت همین سادگی، مفاهیم عمیقی درباره تنهایی، پوچی، آزادی و مسئولیت فردی پنهان شده است. شاید در بعضی بخشها ریتم داستان کند به نظر برسد، اما همین آرامش باعث میشود خواننده بیشتر روی افکار و رفتار شخصیتها تمرکز کند.
به نظرم «بیگانه» کتابی نیست که همه از آن لذت ببرند، اما اگر به رمانهای فلسفی و آثاری که ذهن را درگیر میکنند علاقه داشته باشید، تجربه ارزشمندی خواهد بود. این کتاب برای من بیشتر از اینکه یک داستان باشد، دعوتی بود به فکر کردن درباره معنای زندگی، قضاوت دیگران و اینکه تا چه اندازه خودمان را مطابق انتظار جامعه تغییر میدهیم.
