«تنگنا» از آن داستانهایی است که بیشتر از اینکه بخواهد یک معمای جنایی را حل کند، ذهن خواننده را درگیر پیچیدگیهای روان انسان میکند. چیزی که برای من جذاب بود، این بود که هرچه جلوتر میرفتم، بیشتر نسبت به حقیقت تردید پیدا میکردم؛ انگار مرز میان عقل، جنون و واقعیت مدام جابهجا میشد.
لیانید آندریف با نثری روان اما پرتنش، فضایی خلق میکند که تا پایان کتاب احساس ناامنی ذهنی را حفظ میکند. شخصیت اصلی هم از آن دست راویهایی است که نمیتوان بهسادگی به حرفهایش اعتماد کرد و همین موضوع باعث میشود مدام اتفاقات را از زاویههای مختلف بررسی کنید.
به نظرم نقطه قوت اصلی کتاب، پرداخت روانشناسانه آن است، نه خودِ ماجرای قتل. اگر به داستانهای فلسفی و روانشناختی علاقه داشته باشید، «تنگنا» تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز است؛ کتابی که حتی بعد از تمام شدنش، پرسشهایش همچنان در ذهن باقی میمانند.

