بازگشت به صفحه کتاب
تنگنا

همه‌ی تکه‌های «تنگنا»

لیانید آندری یف

تکه‌های کتاب

۷ تکه

چنان تنها هستم که راز دلم را حتی به خودم هم نمی‌توانم گفت.

هر چه بیش‌تر به دیگران دروغ می‌گفتم، نزد خودم حقیقت را بی‌رحمانه‌تر بیان می‌کردم؛

باری، یک‌بار حتی به فکر بازی کردن روی صحنهٔ تئاتر افتادم، ولی خیلی زود این فکر ابلهانه را کنار گذاشتم. آخر تظاهری که همه بدانند تظاهر است که ارزشی ندارد.

انسان‌هایی هستند که زندگی‌شان را به خطر می‌اندازند تا به قله‌های دست‌نیافتنی دست پیدا کنند، آن هم فقط به این دلیل ساده که دیگران آن‌ها را دست‌نیافتنی پنداشته‌اند.

آیا هر کس که جرئت به زبان آوردن حقیقت را دارد دیوانه است؟

بیاید. غیراجتماعی بودن نسبی من می‌تواند به مردم‌گریزی تعبیر شود، مشخصه‌ای که البته نشانهٔ عقل سلیمی است که تنهایی و خلوت با خودش و کتاب‌هایش را به معاشرت‌های بیهوده و گفت‌وگوهای پوچ ترجیح می‌دهد.