ادبیات داستانیداستان جنگیادبیات کلاسیک+۳ مورد

حاجی مراد

Hadji Murad

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
تعداد صفحه
۱۷۶
سال چاپ
۱۴۰۴
نخستین انتشار
۱٬۹۱۲

درباره کتاب

کتاب " حاجی مراد " توسط" تولستوی"، در بین سالهای 1896 تا 1904 نوشته شده است و 2سال بعد از مرگ نویسنده یعنی در سال 1912 به چاپ رسیده است. در سال 1851 لئو تولستوی در ارتش روسیه ثبت نام کرد و برای کمک به شکست چچن ها به قفقاز اعزام شد. این کتاب آخرین اثر تولستوی است و قهرمان قصه "حاجی مراد" نام دارد. شخصیتی واقعی که تولستوی در ارتش تزار با او آشنا میشود. نویسنده خاطراتی از دوران جوانی اش در قفقاز و در میان مردم جنگجو و عصیانگر آنجا نقل کرده است. حاجی مراد رئیس قبیله ای کوهستانی است؛ چون از رئیس دیگری به نام اسماعیل، که پدرش را کشته و خانواده اش را به اسارت گرفته است، کینه ای در دل دارد، به روسها می پیوندد تا با دشمن مشترک بجنگد. ولی روسها به این متحد جدید اعتمادی ندارند، و به جهت اطمینان از اینکه او گردن کش نخواهد کرد، او و هوادارانش را به پاسگاه های مرزی می فرستند. حاجی مراد، بالاخره تصمیم می گیرد که رأسا با اسماعیل بجنگد و از اردوی روس فرار می کند. پس از اندک زمانی قزاقها به او می رسند؛ او و همراهانش پس از مقاومت قهرمانانه ای کشته می شوند. تولستوی، شاهد بسیاری از وقایع منتهی به مرگ حاجی مراد بوده است، این داستان را با دقت و صحت تمام بیان کرد تا برای نسل های آینده وحشت و نابودی ذاتی جنگ را حفظ کند. این اثر از جهات بسیاری به آثار اولیه تولستوی شبیه است، ولی از جهت استادی بیشتر در توصیف و تجزیه خلقیات بر آنها برتری دارد. تولستوی در قسمت مرکزی و اصلی اثر، به نظریات سیاسی خود میدان می دهد و تصویر یک جانبه از تزار نیکولای اول رسم می نماید و «فضایل» او را، که در نظر این نویسنده بزرگ آنارشیست چیز جر رذیلت یا سبکسری نیست، نشان می دهد. کتاب " حاجی مراد " توسط" تولستوی"، در بین سالهای 1896 تا 1904 نوشته شده است و 2سال بعد از مرگ نویسنده یعنی در سال 1912 به چاپ رسیده است. در سال 1851 لئو تولستوی در ارتش روسیه ثبت نام کرد و برای کمک به شکست چچن ها به قفقاز اعزام شد. این کتاب آخرین اثر تولستوی است و قهرمان قصه "حاجی مراد" نام دارد. شخصیتی واقعی که تولستوی در ارتش تزار با او آشنا میشود. نویسنده خاطراتی از دوران جوانی اش در قفقاز و در میان مردم جنگجو و عصیانگر آنجا نقل کرده است. حاجی مراد رئیس قبیله ای کوهستانی است؛ چون از رئیس دیگری به نام اسماعیل، که پدرش را کشته و خانواده اش را به اسارت گرفته است، کینه ای در دل دارد، به روسها می پیوندد تا با دشمن مشترک بجنگد. ولی روسها به این متحد جدید اعتمادی ندارند، و به جهت اطمینان از اینکه او گردن کش نخواهد کرد، او و هوادارانش را به پاسگاه های مرزی می فرستند. حاجی مراد، بالاخره تصمیم می گیرد که رأسا با اسماعیل بجنگد و از اردوی روس فرار می کند. پس از اندک زمانی قزاقها به او می رسند؛ او و همراهانش پس از مقاومت قهرمانانه ای کشته می شوند. تولستوی، شاهد بسیاری از وقایع منتهی به مرگ حاجی مراد بوده است، این داستان را با دقت و صحت تمام بیان کرد تا برای نسل های آینده وحشت و نابودی ذاتی جنگ را حفظ کند. این اثر از جهات بسیاری به آثار اولیه تولستوی شبیه است، ولی از جهت استادی بیشتر در توصیف و تجزیه خلقیات بر آنها برتری دارد. تولستوی در قسمت مرکزی و اصلی اثر، به نظریات سیاسی خود میدان می دهد و تصویر یک جانبه از تزار نیکولای اول رسم می نماید و «فضایل» او را، که در نظر این نویسنده بزرگ آنارشیست چیز جر رذیلت یا سبکسری نیست، نشان می دهد.

تکه‌های کتاب

هنوز تکه‌ای منتشر نشده

هنوز خواننده‌ای تکه‌ای از این کتاب منتشر نکرده است.

یادداشت‌های کاربران درباره کتاب

۰ یادداشتمشاهده همه

هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده

هنوز خواننده‌ای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.