ربه کا
Rebecca
درباره کتاب
داستان این رمان در مونته کارلو و با خواستگاری غیرمنتظره ی مردی جذاب و بی پروا به اسم ماکسیم دو وینتر از قهرمان زن کتاب آغاز می شود. این دختر که در کودکی یتیم شده و به عنوان یک خدمتکار زندگی می کرده است، از شانسی که در خانه اش را زده، بسیار خوشحال است و به سختی می تواند این اتفاق را باور کند. اما زمانی که قدم در ویلای ییلاقی ماکسیم می گذارد، متوجه می شود که همسر سابق و فقید شوهرش، سایه ای بزرگ بر زندگی آن ها خواهد افکند،مصیبتی ادامه دار که در زیر قبر، زندگی شان را تهدید به نابودی می کند. عروس جوان داستان که چیز زیادی از همسرش نمی داند، با ورود به این عمارت بزرگ، به شکلی عجیب به درون زندگی همسر اول دو وینتر کشیده می شود؛ زنی زیبا به اسم ربه کا که یادش پس از مرگ، برای لحظه ای هم فراموش نشده است... اتاق هایش دست نخورده است، لباس هایش آماده ی پوشیده شدن و خدمتکار شرورش[خانم دانورس]همچنان وفادار و آماده به خدمت. شخصیت اصلی این رمان با دلهره و نگرانی نسبت به اتفاقات پیرامون، جستجوی خود را برای فهمیدن سرنوشت واقعی ربه کا و راز های ماندرلی آغاز می کند.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده ی جایزه ی ملی کتاب آمریکا برای داستان سال 1938 و فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب به کارگردانی آلفرد هیچکاک در سال 1940 ساخته شده که برنده ی جایزه ی اسکار بوده است اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر اعتیادآور و مهیج. تلفیق ملودارم با لطافت و باریک بینی در این کتاب، بسیار مبتکرانه است، شگرف... ممتاز... چیره دستی در همه ی غافل گیری ها و این حکایت دلهره آور و پرتعلیق، تازگی و جذابیت خود را از زمان نوشته شدن تا به حال حفظ کرده است تاکید می کنند.
بخش های برگزیده اثر نیز ماندگاری رویاها و خاطره ها را برجسته می کنند.
تکههای کتاب
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
یادداشتهای کاربران درباره کتاب
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.


