سرگذشت ندیمه
The Handmaid's Tale
درباره کتاب
آفرد، شخصیت اصلی رمان سرگذشت ندیمه و ندیمه ای در جمهوری گیلیاد است. او در طول روز اجازه دارد یک بار خانه ی فرمانده را ترک کند و پیاده به خواربارفروشی هایی برود که در تابلوهایشان به جای به کار بردن کلمات، از تصاویر استفاده شده است چرا که زنان، دیگر اجازه ی خواندن را ندارند. او مجبور است که ماهی یک بار با فرمانده همبستر شده و دعا کند که از او بچه دار شود، چرا که در دوره ی افول زاد و ولد، آفرد و سایر ندیمه های همانند او زمانی ارزش پیدا می کنند که قابلیت باروری داشته باشند. آفرد سال های پیشین را به یاد می آورد: هنگامی که در کنار همسرش، لوک، زندگی خوب و عاشقانه ای را می گذراند؛ هنگامی که با دخترش بازی و از او مراقبت می کرد، هنگامی که شغلی داشت و پول خودش را درمی آورد و می توانست از دانش و سواد بهره گیرد. اما اتفاقات به شکلی رقم خورده اند که همه ی این سال های خوب به خاطراتی مبهم و در حال فراموشی تبدیل شده اند...
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده ی جایزه ی گاورنر جنرال سال 1985، برنده ی جایزه ی کامن ولث سال 1987، برنده ی اولین جایزه ی آرتور سی کلارک سال 1987 و برنده جایزه ی لس آنجلس تایمز سال 1986 اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر رمانی قدرتمند و به یاد ماندنی، پژوهشی روانشناسانه و با بینشی اخلاقی، شوخ طبعی های گزنده و قوه ی تخیل یک شاعر تاکید می کنند.
بخش های برگزیده اثر نیز دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
تکههای کتاب
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
یادداشتهای کاربران درباره کتاب
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
