ادبیات معاصرادبیات ایراندهه 2020 میلادی

نیست

Empty

امتیاز این کتاب
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
تعداد صفحه
۸۸
سال چاپ
۱۴۰۴

درباره کتاب

اوقات تلخ و وضع خراب و هوا پس استمن تاب قهر یار ندارم بگو بس استرعنا بتی که آب و گل آفرینششاز چشمه ای مبارک و خاکی مقدس استای جان بر لب آمده لب های دوست راآرام تر ببوس که این غنچه نورس استآشفته خاطرش مکن ای پیک و بازگردحتی مگو که نامه به خط فلان کس استزندانی امیدم و می دانم این قفسهر قدر هم بزرگ شود باز محبس استلازم نبود نام خودت را بیاوریفاضل همین که شعر تو را بشنود بس است اوقات تلخ و وضع خراب و هوا پس است من تاب قهر یار ندارم بگو بس است رعنا بتی که آب و گل آفرینشش از چشمه ای مبارک و خاکی مقدس است ای جان بر لب آمده لب های دوست را آرام تر ببوس که این غنچه نورس است آشفته خاطرش مکن ای پیک و بازگرد حتی مگو که نامه به خط فلان کس است زندانی امیدم و می دانم این قفس هر قدر هم بزرگ شود باز محبس است لازم نبود نام خودت را بیاوری فاضل همین که شعر تو را بشنود بس است

تکه‌های کتاب

هنوز تکه‌ای منتشر نشده

هنوز خواننده‌ای تکه‌ای از این کتاب منتشر نکرده است.

یادداشت‌های کاربران درباره کتاب

۰ یادداشتمشاهده همه

هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده

هنوز خواننده‌ای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.